تبليغاتX
كانون فرهنگي تحصیل كردگان افغانستان - یک مشت افغانی
دوشنبه یکم مرداد 1386
یک مشت افغانی

 «همین امشب هم که می‌آمدم خانه به عادت همیشه و برای در امان ماندن از نوازش‌های احتمالی مرد کنار دستم که اغلب ران، بازو و ... تو را نشانه می‌رود، خودم را مچاله کردم کنار درِ سمت چپِ صندلی عقب که راه را بر هر اصطحکاک عمدی بسته باشم. جوانی افغانی کنارم نشست. این‌را از لهجه‌ی شیرینش وقتی که گفت ببخشید و خیلی جمع و جور، مرتب و با فاصله کنارم نشست فهمیدم و لحظه‌ای که نگاهم به چشم‌های بادمی و ریش کم‌پشتش افتاد. صورت آفتاب سوخته‌ی مهربانی داشت با دست‌هایی پینه بسته. بر خلاف بعضی از مردان غیور هموطنم که پاهایشان را دو برابر عرض شانه تا توی سینه‌ات باز می‌کنند، طوری زانوهایش را بغل کرد که از عذابی که به خاطر نشستن کنار من متحمل شده بود، خجالت کشیدم. خواستم بگویم انسان عزیز ببخش که اگر برای صحبت از تو  واحد شمارش گاو و گوسفند ـ مشت ـ استفاده کرده‌ایم. .. ببخش اگر مفت و مجانی از تو کار کشیده‌ایم و دست آخر مشکل بیکاری و ندانم‌‌کاری‌هایمان را گردن تو انداخته‌ایم. ببخش اگر تو را بازیچه‌ی غرض‌ورزی‌های شخصی‌مان کرده‌ایم. ببخش اگر به حدی از شعور نرسیده‌ایم که بفهمیم همه یک نژاد داریم؛ نژاد انسانی. اما دیگر پیاده شده بود. ۲۰۰ متر جلوتر از جایی که خواسته بود راننده‌ی غیور آریایی ترمز کرد و مسیر ۱۰۰ تومانی را ۲۰۰ تومان به پایش نوشت. شاید چون افغانی بود و جای ما را در سرزمین آریایی‌مان تنگ کرده است.»  

 

چند سطر بالا را در وبلاگ "عروسک کوکی" پیدا کردم. متأسفانه تجربه‌هایی از این دست کم نیستند. بی‌شک بسیاری از هموطنان با چنین صحنه‌هایی برخورد کرده‌اند.

 

این بار افغانی ها در ایران قربانی تبلیغات پوپولیستی شده اند و مسوولین کشور به جای آن که مشکل بی کاری را ناشی از جذب کم سرمایه خارجی و تحرک پایین اقتصاد به خاطر سیاست های غلط بدانند آن را به گردن افغانی هایی می اندازند که سال ها است با بهره وری چند برابر ایرانی ها کار کرده اند. یکروز صبح رادیو ایران مصاحبه های معمول خودش را با مردم همیشه در صحنه ترتیب داده بود و از آن‌ها در باب اخراج افغانی ها می پرسید. به سراغ یکی رفت و جواب گرفت: "من فنی کار گیر نمی آورم و یک مشت افغانی این جا مشغول کار هستند" . هنوز این عبارت مزخرف "یک مشت افغانی" توی گوشم است و فراموشم نمی شود. از آن مصاحبه شونده انتظاری نیست. او بی کار است و عصبانی ولی نمی فهمم رادیوی ملی یک کشور شرمگین از نیست که چنین جمله توهین آمیزی را از بخش خبر اصلی خودش پخش می کند و این چنین به احساسات احمقانه نژادپرستانه دامن می زند.

 

ملت ایران در اینجا باید از وزیر کشور و نیروی محترم انتظامی (انتزاعی) کمال تشکر را داشته باشند که  این افغان ها که همگی از دم قاتل و متجاوز به عنف هم هستند را مثل سگ انداختند از ایران بيرون! " کز ديو و دد ملولم و سيد جمال الدين افغانی ام آرزوست »

نوشته شده توسط باديگارد در 5:31 | | لینک به این مطلب

اخبار روز