یکشنبه نوزدهم فروردین 1386
دوره مقدس دانشجویی
دوران دانشگاه رو ببینید چه جوری میگذره..........
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
ادامه مطلب
نوشته شده توسط باديگارد در 17:16 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386
پری
در با صدای خشکی باز شد و با هم شروع یه رفتن به طرف درب وسط راهرو کردیم. یکی از مهتابیها، بالای سرم با تلاشی مذبوحانه قصد روشن کردن یک قسمت از سالن را داشت. یک سرش سیاه شده بود. به درب خروجی که رسیدیم، سرباز نامه را یه نگهبان داد و دفتر مشکی را امضا کرد. کریم خداداد، علی دشتی، نوید ازلی. حالا هم یک اسم جدید. تماس یک شیی فلزی را با دستم حس می کردم. ولم نمی کرد. از چند تا در بسته گذشتیم، به یک پاترول سبز-سفید رسیدیم که توی محوطه حیاط پارک کرده بود. روی درش چیزی نوشته شده بود. فقط توانستم کلمه «ممنوع» را بخوانم. سرباز هلم داد توی ماشین. ماشین راه افتاد و از درب محوطه خارج شد و افتاد توی خیابانها.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط باديگارد در 4:42 | | لینک به این مطلب

